السيد الخميني

612

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

ساير افعال ؛ بندگان خاص خداوند و ملائكهء مجرده قادرند به افعال عظيمهء احيا و اماته و رزق و ايجاد و اعدام . و همان‌طور كه جناب ملك الموت موكّل به اماته است و اماتهء او از قبيل استجابت دعا نيست ، و جناب اسرافيل موكّل به احياست و از قبيل استجابت دعوت نيست ، و از قبيل تفويض باطل هم نيست ، همين‌طور اگر ولىّ كامل و نفس زكيهء قويّه‌اى ، از قبيل نفوس انبيا و اوليا ، قادر بر اعدام و ايجاد و اماته و احيا به اقدار حق تعالى باشد ، تفويض محال نيست و نبايد آن را باطل شمرد . و تفويض امر عباد به روحانيت كامله‌اى كه مشيتش فانى در مشيت حق و اراده‌اش ظلّ ارادهء حق است ، و اراده نكند مگر آنچه را حق اراده كند و حركتى نكند مگر آنچه كه مطابق نظام اصلح است ، چه در خلق و ايجاد و چه در تشريع و تربيت ، مانع ندارد بلكه حق است . و اين حقيقتاً تفويض نيست . چنانچه اشاره به اين معنا نموده است در حديث ابن سِنان كه در فصل بعد مذكور مىشود . و بالجمله ، به آن معناى اوّل ، تفويض در هيچ امر جايز نيست و مخالف براهين متقنه است . و به معناى دوم ، در تمام امور جايز است ؛ بلكه نظام عالم درست نشود مگر با ترتيب اسباب و مسبّباب : « أبى الله أن يجري الامور إلابأسبابها » « 1 » . و بدان‌كه تمام اين معانى ، كه به طريق اجمال ذكر شده ، برهانى است و مطابق ميزان صحيح برهانى و ذوق و مشرب عرفانى و شواهد سمعيه است . وَاللَّه الْهادى . فصل در اشاره به مقامات أئمّه - عليهم السلام - است بدان‌كه از براى اهل بيت عصمت و طهارت - عليهم الصلاة و السَّلام - مقامات شامخهء روحانيه‌اى است در سير معنوى الى اللَّه كه ادراك آن علماً نيز از طاقت بشر خارج و فوق عقول ارباب عقول و شهود اصحاب عرفان است ؛ چنانچه از احاديث

--> ( 1 ) - بصائر الدرجات ، ص 26 ، حديث 1 و 2 ؛ الكافي ، ج 1 ، ص 183 ، « كتاب الحجّة » ، « باب معرفة الإمام و الرَّدّإليه » ، حديث 7 . ( در هر دو مصدر چنين آمده : « أبى اللَّه أن يجري الأشياء إلّابالأسباب . . . » ) ؛ شرح المنظومة ، ج 5 ، ص 402 .